بی ترتبیت

من که رفته بودم تعیین سطح فقط یک خانم از بچه ها تکی تکی سئوال

میپرسید و همه برای اینکه نوبتشون بشه تو یه اتاق جمع شده بودند ،

گاهی میرفتند بیرون و بر میگشتند

من وقتی برگه ترمم رو گرفتم یه راست رفتم خونه

مامانم رفته کانون زبان ببینه چجوری ثبت نام کنم مرتیکه ... گفته :

دخترتون چند سالشه؟!؟!همینطوری باید سرشو مینداخت پایین و میرفت

؟!؟!

خانم فلانی براشون توضیح داده بود...

فردا بیاید با خانم فلانی صحبت کنید

************************

خوب یکی نیست به تو بگه این چه طرز حرف زدنه؟!؟!من اصلا روی خانم

فلانی رو

ندیدم شما فکر اینو نکردی وقتی خانم فلانی توضیح میده شاید ینفر

بیرون باشه

چه ربطی به سن من داره!؟!؟مرتیکه نفهم!

اصلا من مشکل فوری پیش اومد و نتونستم بیام دفتر...بی همه چیز!

************************

چند دقیقه پیش (چون تو افسردگی ماهانم) داشتم گریه میکردم که چرا

همچین حرفی زده!پرو!

اه!گریهعصبانیسبز

/ 7 نظر / 38 بازدید
یک پله تا خدا

خخخخخخخخخخخ حالا گریه نکن

سپیدبانو

عزیزم گریه نکن اصلا خودتو ناراحت نکن.

یک پله تا خدا

اوه اوه خخخخخخخخ خوب خنده داره بی خی بابا ولش کن یارو تعادل روحی و روانی نداشته

یک پله تا خدا

حالا چرا اعصابت قرم قاطیه

سپیدبانو

بیا تو وبلاگم عکس یه نقاشی رو گذاشتم..

ملکه آفتاب

اصلا اینا برای ما در لیست سیاه هستند البته بعد از مدیر و ....[قهقهه] جووووری رفتار میکنن با آدم انگاری دانشمند هسته ای جلوشونه همشم میگن بهتون گفته بودم[عصبانی]

ملکه آفتاب

اصلا حوصله ندارند یه جورین همشون.با آدم الکی دعوا میکنن.خدا نکنه دیر بری سر کلاس